تبليغاتX
  ضریح عشق

ضریح عشق

عاشقانه

من بی تو هیچم تو باورم نکن  

خیسم ز گریه تنهاترم نکن

عاشق نبودم تا با تو سر کنم    

 آتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم                   

 اگه بی تو زنده بودم

تو بمون که بی تو غصه میخورم

اگه دل به تو نبستم اگه این منم که هستم

ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شکوه دارم از تو اگه بی قرارم از تو

تو بمون که آشیانه ام تویی

به هوایت ای ستاره به تو میرسم دوباره

اگه عاشقم بهانه ام تویی

دل کنده بودم از هم زبونیت

پنهون کردی از من نشونی ات

من پاکشیده ام از عهد بسته ام

تو پافشردی بر مهربونیت

اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم

چه کنم دل  این دل شکسته رو

اگه سرد و مرده بودم

اگه پر نمیگشودم

به تو بستم این دو بال خسته رو ...

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت0:54 ،به قلمستاره | |

 

 

 

نیمه شب بودو غمی تازه نفس،ره خوابم زدو ماندم بیدار

ریخت از پرتو ارزنده ی شمع ،سایه ی دسته گلی بر دیوار

همه گل بود ،ولی روح نداشت!

سایه ی مضطرب و لرزان بود!

چهره ای سردو غم انگیز و سیاه،گوئی مرده ی سرگردان بود !

شمع خاموش شد از تندی باد ،اثر از سایه به دیوار نماند !

کس نپرسید :کجا رفت؟چه شد؟

که دمی چند دراین جا گذراند!

این منم خسته در این کلبه ی تنگ

جسم درمانده ام از روح جداست

من اگر سایه ی خویشم یارب!

روح آواره ی من کیست؟کجاست؟

 

 

اي دير به دست آمده بس زود برفتي

آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

چون آرزوي تنگدلان دير رسيدي

چون دوستي سنگدلان زود برفتي

زان پيش که در باغ وصال تو دل من

از داغ فراق تو برآسود برفتي

ناگشته من از بند تو آزاد بجستي

ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتي

هر روز بيفزود همي لطف تو با من

چون در دل من عشق بيفزود برفتي

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت0:12 ،به قلمستاره | |