تبليغاتX
  ضریح عشق

ضریح عشق

عاشقانه

 

عشق رادر تو تو را در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سكوت سكوت را درشب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به تودوست دارم من بهار را به خاطر شكوفه هایش زندگی را به خاطر زیبایی هایش و زیبایی را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی كه تو را خلق كرده دوست دارم...

 

چيزي به من بگو ، دستي به من بده ، راهي به من ببخش و آفتاب کن که مي خواهم در چشم هاي تو شب را زبون تر از هميشه به بينم ! و طوفان شوم به سبزه و بگذارم در باغ هر چيز ديگر است دريا نشين شود و دريا در چشم هاي تو باغي چنين شود چيزي به من بگو دستي به من بده راهي به من ببخش ...

 

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت0:14 ،به قلمستاره | |