هر گاه خدا تو را به لبه ي پرتگاه هدايت كرد به او اعتماد كن زيرا يا تو را از پشت ميگيرد يا پرواز را به تو مي آموزد...
دوست داشتن مثل بازي الاكلنگ مي مونه اوني كه عاشق تره هميشه خودشو پايين مياره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره...
+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت0:10 ،به قلمستاره |
|
ديروز كه فرياد مي زدي دوستت دارم گفتم
بلند تر نميشنوم امروز كه آهسته گفتي
ديگه دوستت ندارم گفتم
آروم تر چرا داد مي زني؟
+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت1:1 ،به قلمستاره |
|
About
من ، مستم. من، مستم و ميخانه پرستم.
راهم منماييد، پايم بگشاييد!
وين جام جگر سوز مگيريد ز دستم! مي، لاله و باغم مي، شمع و چراغم. مي، همدم من، همنفسم، عطر دماغم. خوشرنگ، خوش آهنگ لغزيده به جامم. از تلخي طعم وي، انديشه مداريد، گواراست به كامم.
در ساحل اين آتش. من غرق گناهم همراه شما نيستم، اي مردم بتگر! من نامه سياهم.
فرياد رسا! در شب گسترده پر و بال از آتش اهريمن بدخو، به امان دار هم ساغر پر مي هم تاك كهنسال. كان تاك زرافشان دهدم خوشه زرين وين ساغر لبريز اندوه زدايد ز دلم با مي ديرين
با آنكه در ميكده را باز ببستند با آنكه سبوي مي ما را بشكستند با محتسب شهر بگوييد كه: هشدار! هشدار كه من مست مي هر شبه هستم.